مرکز مطالعات ايران و بالکان
کمک به مرکز
Date History

درگذشت قدّيس "توماس آكويْناس" فيلسوف بزرگ ايتاليايي (1274م)


قدّيس توماس آكويْناس، معروف به حكيم آسماني و يكي از بزرگ‏ترين قدّيسان كاتوليك، در سال 1226م در نزديكي شهر ناپْلْ ايتاليا در خانواده‏اي از طبقه ممتاز به دنيا آمد. وي در ابتدا در صومعه به فراگيري علوم مذهبي پرداخت و سپس در دانشگاه شهر ناپل به تحصيل فلسفه مشغول شد. آكويناس در دوران تحصيلْ غالباً خاموش و متفكر بود و پس از اتمام تحصيلات به مطالعه آثار فلسفي روي آورد، تا اين‏كه به نشر افكار خود مشغول گرديد. توماس آكويناس معتقد بود كه الهيات و علوم، تناقضي با يك‏ديگر ندارند زيرا سر و كار هر دو با حقيقت است و حقيقت هم قابل تجزيه نيست. وي بر اساس همين تفكر، به نوشتن شرح و تفسيرهايى بر آثار ارسطو پرداخت و كوشيد تا ميان فلسفه مابعدالطّبيعه ارسطويى با عقايد مسيحي و اخلاق يهوديت تلفيقي به وجود آوَرَد. اين عمل، يكي از بزرگ‏ترين كارهايى است كه در فلسفه صورت گرفته است و برجسته‏ترين مرحله فلسفه مدرسي و نظرات مطرح شده در مدارس قرون وسطي به شمار مي‏رود. در فلسفه مَدْرسي، كه نظام فلسفي قدماي كليسا بود، ايمان بر عقل ترجيح داده مي‏شد و عقل، متكي بر ايمان قلمداد مي‏گرديد. آكويناس هم‏چنين از آراء ابن رشد، فيلسوف مسلمان اندلسي، استفاده بسيار كرد و نظرات علمي خود را نيز بر آن افزود. او از اين مسير، تركيبي به وجود آورد كه نزديك به چهارصد سال، فلسفه رسمي حوزه‏هاي علمي و مذهبي اروپا بود و هنوز هم در ميان دانش‏پژوهاني كه مقيد به اصول ديانت كاتوليك هستند، محترم و معتبر است. آكويناس مانند نويسندگان انجيل معتقد بود كه بزرگ‏ترين خير و سعادت براي بشر، سير به سوي كمال الهي است. وي هم‏چنين همانند ارسطو بر اين عقيده بود كه در درون هر كس، صورتي يا نيرويى وجود دارد كه قادر است او را به فرشته‏اي تبديل كند. اكويناس علي رغم دارا بودن خانواده‏اي ثروت‏مند و بانفوذ، از جامعه فاصله گرفت و نظام انديشه‏اي خود را برپا كرد. برخي از عقايد او عبارت از اين است كه مي‏گفت: اگر شما به خوبي و نيكي خداوند ايمان داشته باشيد مي‏توانيد براي عالَمي كه اجزاي آن با هماهنگي در كارند و حقيقت اعلاي آن، رستگاري روح جاويدان آدمي است، يك فلسفه عقلاني طرح كنيد. او مي‏گفت: در حقيقت، ما به اين جهان آمده‏ايم تا از راه استيلا بر بدي‏ها به نيكي‏ها دست يابيم. زيرا بدي، تلاش براي جدا ساختن انسان از انسان، و انسان از خداست، اما نيكي، حاصل وحدت مجدد ميان خدا و انسان است. در اين ميان نيروي محركي كه ما را ياري مي‏رساند، عشق الهي به مخلوقات خود مي‏باشد. وي معتقد بود كه در خداوند، مادهْ به معني جنبه نقص وجود ندارد و تنها صورت يا كمال راه دارد. كليسا تا مدت‏ها از پذيرفتن آراء آكويناس خودداري مي‏كرد، ولي سرانجام فلسفه او را كه توميسم نام داشت پذيرفت. بزرگ‏ترين خدمت توماس اكويناس به پيشرفت علوم، توجه فوق العاده وي به مذهب اصالت عقل است. او مي‏گفت دليل و منطقْ عالي‏ترين وسيله در راه بسط مرزهاي دانش بشري است. همين طرز تفكر بود كه موجب شد علم و دانش كه مدت مديدي در اروپا از اعتبار افتاده بود و ميراث كفر و بت‏پرستي تلقي مي‏شد بار ديگر مورد توجه قرار گيرد و ارزش يابد. آكويناس، زندگي و حيات پس از مرگ را لازم مي‏دانست و آن را ادامه حيات انسان مي‏شمرد. توماس آكويناس سرانجام در هفتم مارس 1274م در 48 سالگي درگذشت. با اين حال، وي از كوتاهي كتاب زندگي خود در اين جهان متاسف نبود و مي‏گفت: اگر خداوند مرا در سني كمتر از ديگران، داناييِ بيشتر عطا كرده است، براي آن است كه مي‏خواسته است، زودتر مرا به سوي جلال و عظمت خود باز خوانَد.

تمامی حقوق متعلق به مرکز مطالعات ایران، بالکان و اروپای مرکزی می باشد. طراحی توسط پورتال ایمن